از رهبر شدن تا انتقاد از من.

1-این عنوان پست روهم از یکی از دوستان شنیدم. رهبر به جای ف.ی.ل.ت.ر. شکن. با مزه است نه؟ گویا یوتیوب به رهبر نیاز داره و فکر کنم دوستان نمی تونند این ویدئو ها رو ببینند؟ آره یا نه؟

2- دلم برای پرشین بلاگ تنگ شده . برای صفحه سبز وبلاگم . دچار دلتنگی خونه شدم. این رنگ آبی وبلاگم خیلی سرده. حالا خوبه اسم وبلاگم سرماست . اما دوست دارم محیطش گرم باشه. من یک تم ساده خوش رنگ میخوام تا وقتی هم پیدا نکنم اینجا احساس موقت بودن می کنم.

3- امروز بالاخره در سومین بار تلاش برای گرفتن یک شناسه از بالاترین، موفق شدم. حالا موندم چه لینکی پست کنم .

4- یک دوست جدید پیدا کردم. دختر خیلی ماهی ه.( مثل خودم:))) به طور خیلی خفنی دکتره. یعنی داره تخصص قلب می خونه. مثل این مهندسای دکتر ندیده هی ازش سوالای پزشکی می کنم. زندگیشون خیلی جالبه به نظرم ،البته خیلی هم سخت . بهش قول دادم به عنوان یک مهندس برم ، میز و صندلیش رو سر هم کنم.

5- زی زی یادته، فائزه وقتی می دید نمی تونه مثل تو برقصه گریه می کرد. چند روز پیش موقع دیدن رقص بریزیلیها ، من همچین حالتی شده بودم. البته حال من خیلی بد تر از گریه کردن بود.حالا ویدئوش رو می ذارم می بینی. من شدیدن بهت نیاز دارم.(ببخشید این یکی مخاطب خاص داشت)

6- این پستهای فولکورامای من هنوز تموم نشده ها، ولی امروز حسش نبود.

7- در به در دنبال یک کنفرانس نزدیک ایرانم . بهترینش خرداد سال دیگه است توی سوئد. یکی توی هند هست بهمن ماه ، اما علی حاضر نیست بیاد.

8- دیروز با علی تصمیم گرفتیم یک روز کاملا سنتی داشته باشیم. دیگه خسته شده بودیم از تمام مظاهر زندگی مدرن. بساطی بود. ناهار مثل یک زن سنتی خوب، قورمه سبزی پختم برنج رو هم آبکش کردم با ته دیگ سیب زمینی. 4 تا قابلمه کثیف شد برای غذا پختن. به جای آهنگ هلنا پاپا زیرو ، آهنگ شهرام ناظری گذاشتیم. علی هم لم داده بود روی مبل و هی می گفت خانم. این کار وبکن خانم اون کار و بکن.بعد از ناهار هم خواب. عصر هم میوه و چایی توی استکانهای کریستال به جای ماگهای سیاه زشت. خیلی خوب بود مخصوصا گپمون موقع چای عصرونه در مورد وضعیت بازار.

9- صدام بلنده،زیاد گیر میدم، سر به سر بقیه می ذارم، رک بودنم خیلی توی ذوق آدمهای محافظه کار میزنه، اصلا محافظه کار نیستم، هر سوالی به ذهنم میاد می پرسم بدون اینکه فکر کنم» بقیه الان ممکنه فکر کنن من چقدر خنگم». خیلی ها فکر می کنن اعتماد به نفسم توی ذوق میزنه در حالیکه خودم فکر می کنم اصلا اعتماد به نفس ندارم ، نظرمو می گم موافقتون باشم یا مخالف ، رک میذارم کف دستتون.البته اصلا در مورد گفتنش سیاستمداری به خرج نمی دم . خیلی کم پیش می یاد بی نظر باشم. البته دارم روش کار می کنم . احساساتم توی صورتمه. به قول علی یک کله خراب درجه یک هستم. دراما کویین بودم الان کمترش کردم. سعی می کنم کمک کنم اما شدیدا از دخالت کردن توی کار بقیه بدم میاد. تعصب خاصی رو چیزی ندارم ولی با آدمهای ظاهر ساز اصلا کنار نمیام. فقط خاطرات خوب یادم میمونه، بداش هم بعد از یک مدت میشه جوک. خنگ هم نیستم. مشتری هستید شماره بدم:)) اینا رو گفتم که بگم هر کی این رو خوند می تونه یک انتقاد از من توی نظر خواهی بکنه فقط یک انتقاد، ها، نزنید درب و داغونم کنید. خواستید بی نام باشه اشکال نداره. اما اگه با نام باشه بهتره. چون میخوام ظرفیت انتقادم بالا بره. مسوولیت جونتون هم با خودتون بعد انتقاد.

Advertisements

13 پاسخ to “از رهبر شدن تا انتقاد از من.”

  1. پگاه Says:

    1- رهبر شدنت را تبریک میگم ولی راستش اصلا نفهمیدم……….
    2-منم دلم واسه پرشین بلاگ تنگ شده، گویا اونجا مهربانی بیشتر بود بخصوص که واسم اتفافهای خوشگلی هم داخلش افتاد از همان اول.
    3-تبریک میگم.
    4-منم مدتیه یه دوست ماه پیدا کردم ولی اون هم اسم من نیست ،اسمش ماهیه …….D:
    5 و 6- نظری ندارم
    7-چرا علی نمیخواد بیاد؟
    8-کار خوبی کردید دیروز.
    9- دلت انتقاد میخواد؟ بهتره بگم بی معرفت چرا به من سر نمی زنی؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. ح.م. Says:

    من فقط يه سوال دارم؟ حالا انتقاد پذيري رو مي خواي چيكار؟ به چه كارت مياد؟

  3. زی زی Says:

    مث فا‌ٰئزه یه وقت نزنی زیر گریه!!‌ تفاوت سنی رو حتما در نظر بگیر!! :)) 😀
    انتقاد:‌ یه چیزهای خیلی بدیهی ای یهو از یادت میره!! مثلا کوئنتین تارانتینو!! یادته به خاطرش نصفه نیمه از دستشویی پریدی بیرون و فاتحانه …. :))

  4. Ali Says:

    You are a kind GHOROOT

  5. کمانگیر Says:

    :))

  6. ماهی Says:

    ح.م. همنجوری شنیدم واسه قلب خوبه:)). می گم بد نیست یک باز ی انتقاد بازی راه بندازیم.

  7. ميو Says:

    راستش خونه يو تيوبم فيلتره كه ميشكنمش! ولي اينجا يعني دانشگاه نه. ولي بازم نتونستم ببينم. فكر كنم سرعتم پايينه. مثلا ويدئوهاي گوگل رو ميبينم ولي يو تيوب نه!. ديگه اينكه من چون نوستالژي خونم شديدا بالاست فكر نكنم هيچوقت وبلاگمو عوض كنم. چون همش دلم واسش تنگ ميشه. اصلا جربزه تغيير حالت رو ندارم. تو كه داري ولي. نبايد مشكل داشته باشي. ديگه اينكه زي زي ديگه مث اون وقتا نمي رقصه. كاش بياي درستش كني. ديگه ناز ميكنه همش. نميدونم چه مرگشه. ولي من عوضش دلي از عزا در ميارم!! بازم ديگه اينكه اين پستاي فولكورامات بدون فيلم به درد عمه ت ميخوره ( با عرض پوزش از جنابعالي و عمع محترم) خب باشه به درد عمه من ميخوره ولي به در د من يكي نه. اينجا فيلترم كه نباشه سرعتش زاغارته. به فكر ما بدبخت بيچاره هاي داخلي باش! ديگه اينكه علي حاضر نيست ايران بياد يا كنفرانس نزديك ايران بياد؟ يا اصلا تو اگه كنفرانس نزديك ايران بري دليلي هست كه ايرانم بياي؟ يا نه؟ زهي خيال باطل؟ لوس بي مزه. كلي وقت پيش وعده داديم به خودمون كه تابستون مياي. خيلي بي وفايي!! در مورد روز سنتي تون فقط با امر و نهي هاي علي مشكل داشتم. بهش رو نده فكر ميكنه حق داره امر و نهي كنه و اگه نميكنه لطف كرده 😉 راجع به نقد هم بگم به نظر من اعتماد به نفست خيلي خوبه. مهربوني ولي به نظرم اگه منافعت با ديگران در تضاد باشه راحت از بقيه ميگذري . دعوام نكني ها… منظورم چيز بدي نيست. آدما هميشه منافع خودشونو ترجيح ميدن. ولي مثلا فرق من با تو اينه كه من عذاب وجدان ميگيرم تو نميگيري. توي كار كسي دخالت نميكني و آدم راحتي هستي كلا. كاري رو كه تصميم بگيري حتما انجام ميدي. برعكس من كه اونقد كشش ميدم كه آخرش بيخيالش ميشم. كدبانو هستي!!! توانايي متعصب بودن رو داري اما نيستي الحمدالله!

  8. ميو Says:

    راستي يادم رفت بگم قدرت ريسك و خطر پذيريت بالاست. خيلي بالاتر از خيلي آدماي ديگه. اين يه نقطه قوت خفنه به نظرم. نه اينكه بي فكر ريسك كني ولي اگه كاري احتياج به ريسك داشته باشه نميترسي.

  9. sara Says:

    خوب من هنوز خيلي تو رو نمي شناسم كه بخوام انتقاد كنم. اما قول مي‌دم تا از نزديك ديدمت شروع كنم به انتقاد سازنده! 🙂

    مرسي از ايميلت خيلي قوت قلب گرفتم فقط بديش اينه كه من قراره زبانشناسي بخونم و ربطي به مهندسي نداره 😦

  10. ح.م. Says:

    همه چيز كه gameable نيست!!!!
    من يه پيشنهاد ديگه برات دارم! با يكي بشيني رو در رو و هر چي از دهنتون در مياد بهم بگين، بدون هيچ ملاحظه اي و بدون هيچ رعايت ادبي و بدون هيچ ترسي از اين كه رابطتون چي ميشه.
    يه مثال بزنم من مي تونم بهت بگم تو بعضي وقت ها رفتارات چندان شايسته ي يك خانوم تحصيل كرده و با كراماتي مثل شما نيست. چقدر مسخرست؟ نه؟ اما بجاش ميشه گفت تو يك دختر …هستي كه شعورت … ولي فكر مي كني خيلي…./وبلاگت مجسمه ي … ولي خودت نمي دوني. در ضمن اصلاً براي نه من و نه هيچ كس ديگه اي جالب نيست كه بدونيم كه…/بهتره اينو هميشه آويزه ي گوشت كني كه تمام زندگيت…/ و غيره!

    من پايه ي اين كارم اگه خواستي pm بده…

  11. ح.م. Says:

    همه چيز كه gameable نيست!!!!
    من يه پيشنهاد ديگه برات دارم! با يكي بشيني رو در رو و هر چي از دهنتون در مياد بهم بگين، بدون هيچ ملاحظه اي و بدون هيچ رعايت ادبي و بدون هيچ ترسي از اين كه رابطتون چي ميشه.
    يه مثال بزنم من مي تونم بهت بگم تو بعضي وقت ها رفتارات چندان شايسته ي يك خانوم تحصيل كرده و با كراماتي مثل شما نيست. چقدر مسخرست؟ نه؟ اما بجاش ميشه گفت تو يك دختر …هستي كه شعورت … ولي فكر مي كني خيلي…./وبلاگت مجسمه ي … ولي خودت نمي دوني. در ضمن اصلاً براي نه من و نه هيچ كس ديگه اي جالب نيست كه بدونيم كه…/بهتره اينو هميشه آويزه ي گوشت كني كه تمام زندگيت…/ و غيره!

    اين جوري مطمئني طرفت همه چيز رو بهت گفته و دليلي براي مخفي كردن هيچ چيز نداره. ايضاً مي توني بهتر خودت رو بشناسي. مثلاً اگه من بگم حسن بعضي وقت ها دروغ ميگه، اين قضيه هيچ كمكي به حسن نمي كنه. چون اونو خودشم ميدونست كه قبلاً دروغ گفته بوده اما وقتي من بگم حسن يه آدم احمقه بيشعور روياپردازه كه سعي ميكنه با جفنگياتش بدبختي ها و حماقت هاي خودش را مخفي كنه، اين امكان براي حسن هست كه بره فكر كنه آيا واقعاً اين جور آدميه يا نه.

  12. ماهی Says:

    هاها!! بسی خوشمان امد ای حامد میرقاسمی که بر ما تازیدی. ما خودمان بعضی وقتا از این کار می کنیمالبته فقط با علی، هر چی فحش بلدیم به هم میگیم .این بیشتر برای تمرین فحش دادنه نه از اون جنبه.
    جرات داری جاخالیها رو پر کن .
    حرفت درسته . ولی من از بین حرفای دوستام خیلی وقتا دید بهتری نسبت به خودم پیدا کردم یک جوری مثل وقتی که صدات رو رکرو د می کنی گوش میدی می بینی چه قدر فرقی داره با چیزی که خودت فکر می کردی . فکر می کنم تصویر ذهنیت رو هم دوستانت می تونن به واقعیت خودت نزدیک کنن یا برعکس.
    خلاصه که یک دست مفصل فحش از من طلب داری:))
    حالا چرا به حسن فحش دادی چه هیزم تری بهت فروخته بود:)) هاها

  13. ماهی Says:

    میو تو جیگر منی با این تحلیلات. دلم برات تنگ شده دختر. همش از من که تعریف کردی بابا.
    اون قسمت منافع رو هم زدی تو خال:))

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: