تبعیض نژادی

چند وقتی هست به «تبعیض نژادی» در مورد سیاه پوستها فکر می کنم. جرقه اش برای اولین بار از کتاب «To kill a mocking bird» زده شد . خیلی دوست دارم بدونم که چطور شد کشوری که تا 70-80 سال پیش برده داری می کرد. یعنی فرهنگ و قانون مردمش برده داری رو مجاز می دونستند ، الان تونسته این موضوع رو اینقدر از بین ببره. در قانونش و تا حد خیلی خوبی در فرهنگ مردمانش . چند روزه پیش هم CNN یک برنامه داشت به اسم «The Noose» راجع به زمانی بود که سفید پوستها خیلی راحت یک سیاه پوست رو در ملاء عام حلق آویز می کردند و دلیلش هم می تونست به کوچیکی این باشه که آقا مثلا یک خانم سفید پوست رو ترسونده. برنامه مرور تاریخی داشت به این اعدام ها و اینکه چقدر هنوز ته مایه های نژاد پرستی در جامعه آمریکایی هست.

دنبال کتابی در همین زمینه می گشتم تا چند هفته پیش کتاب «the grass is singing » رو دیدم ، برنده جایزه نوبل بودن نویسنده اش مشتاقم کرد به خوندنش. از اولین کارهای » دوریس لسینگ» هست وسال 1950 منتشر شده.

داستان در آفریقای جنوبی مستعمره انگلیس اتفاق می افته. از خبر قتل یک زن سفید پوست به دست خدمتکار سیاه پوستش شروع می شه. اینکه این خبر چقدر معمولیه به خاطر اینکه در اون زمان مردم انتظار بیشتری از یک سیاه پوست نداشتند. ماجرا ورق می خوره. به عقب برمیگرده. به زمانی که «Mary» زندگی بی دردسر و مرفهی رو می گذرونه. نیازی به ازدواج نمی بینه اما به خاطر فشار دوستان تن به ازدواج میده. توصیفات زیاد «دوریس لسینگ» اول داستان، خوندنش رو سخت می کنه اما ماجرا که جلوتر میره باعث میشه که تحلیل هر روزه Mary خیلی واقعی و قابل لمس بشه. رنج هر روزه دختر سرسخت و مغروری که در یک رابطه اشتباه قرار گرفته با خواننده تقسیم میشه . انگار که با Mary تحلیل میری. از طرف دیگه شوهر خوش قلبی که نمیتونه وارد دنیایMary بشه و از این بابت همیشه خودش رو سرزنش می کنه. زن می خواد که غرور لطمه خورده شوهرش رو التیام بده و به خاطر همین سعی می کنه اشتباهات واضح شوهرش رو در کار مزرعه داری ندیده بگیره حتی اگر به قیمت همیشه مقروض بودنشون تموم بشه اما اینقدر از دنیای شوهرش دوره که نمی فهمه خودش علت اصلی این سر افکندگی و ناتوانی همیشگی شوهرشه.

در کنار این رابطه، Mary درگیر رابطه با خدمتکار جدیدش میشه. چطور Mary خدمتکارسیاه پوستش رو که همیشه در حد یک شی می دیده ، حالا یک آدم میبینه که احساسات داره. وقتی برای اولین بار به چشمهای خدمتکارش نگاه می کنه و تنفر رومی بینه چقدر مضطرب می شه. احساسات درهم و پیچیده ای که قادر به درکشون نیست اما می دونه در جامعه نژاد پرست آفریقای جنوبی به شدت مشمئز کننده است و اصلا خودش هم کسی ه که سیاه ها رو حیوون هایی می بینه که می تونند کار کنند . این رابطه اینقدرسنگین و غیر قابل هضمه که به مرز دیونگی می رسونه اش.

هر چقدر که رابطه Mary و شوهرش به خوبی پرداخت شده ، کارها و حرفهای خدمتکار در پرده ای از ابهامه. انگار دوریس به عمد فضای نژاد پرستانه رو به کل داستانش هم منتقل کرده ،زندگی و شخصیت خدمتکار کاملا چشم پوشی شده . تنها چیزی که خواننده می فهمه اینه که سیاه پوست با سوادیه که Mary رو مجبور می کنه که مثل یک انسان با او رفتار کنه. اما چرا Mary رو می کشه ؟؟؟ یک سوال بزرگه که عمدا جواب داده نمیشه. انگار نویسنده به عمد محبورت می کنه با نتیجه ای که اول داستان گرفته موافقت کنی .

داستان زیبا و پرداخت شده ایه . یک جورایی آدم رو می بره توی ذهنیتی که زمانی برده داری رو مجاز می دونسته. اینکه چطور آدمهایی می تونستند برده داری کنند رو دوریس با داستانش خیلی خوب جواب داده. انگار شعور جامعه رشد می کنه در طول زمان. کاری که زمانی متداول بوده الان منحوس و ضد و انسانی ه. اونوقت آدم فکر می کنه توی کشورهایی که قوانین غیر انسانی دارند احتمالا هنوز شعور جامعه به حدی نرسیده که این قوانین رو عوض کنند. شاید راهیه که زمان می بره.

10 پاسخ to “تبعیض نژادی”

  1. زی زی Says:

    نقد جالبی بود! ولی یه باگ! مغروض با قافه! یعنی مقروض!! (ریشه: قرض) :دی

  2. ميو Says:

    جالبه. منم به اين موضوعات فكر ميكنم و به اينكه آيا ممكنه فرهنگ مردم ما هم به مرور زمان بهتر بشه؟ اگه مردم با شعوري نداشته باشيم حكومت هم چيزي بهتر از ايني كه هست نخواهد بود. ايراني ها همه شون ديكتاتورهاي حقيري هستن و حكومتشونم بهتر از اين نميشه. ولي واقعا برام دور از ذهنه كه روزي پيشرفت فرهنگي بكنيم. بايد روز خيلي زيبايي باشه.

  3. باران Says:

    خیلی جالب نوشته بودی. آره من با این موضوع که زمان می بره موافقم. ولی اعتقاد دارم که یک سری عوامل ولی وجود دارن که باعث کند شدن این روند میشن.

  4. ماهی Says:

    مرسی زی زی بابت تصحیح. . واقعا مایه شرمندگی من شد:))

  5. پگاه Says:

    ماهی خیلی خوب بود ولی میو جان غیرممکن غیرممکنه همونهایی هم که به این سرعت پیشرفت کردن روزی مثل تو فکر میکردن احتمالا. زندگی مبارزه است تسلیم هیچ چیز نباید شد

  6. ساراs Says:

    توی فیلم crash من متوجه شدم که این قضیه هنوز هم هست و ریشه اش کنده نشده تازه پیچیده تر هم شده. این فیلم رو دیدی؟

  7. ماهی Says:

    سارا جان دیدمش.
    من هم نمی گم که از بین رفته کامل . بیشتر کسانی هم که ادعا می کنند هنوز رگه های نژاد پرستی در جامعه امریکایی هست خود آمریکاییها ی سفید پوست هستند . اما قبول داری از برده داری به این مرحله ای که الان رسیدن در طول 70-80 سال کار بزرگیه.
    حالا من یک وقتی احتمالا راجع به تفاوتهای معیار های مقایسه مان که همیشه منتهی به این میشه که بقیه هم اوضاعشون مثل ماست پس … زمانی خواهم نوشت.

  8. مصطفی Says:

    شاید علت اینکه کسی برده داری نمیکنه اینه که هیچکس اونقد فئودال نیست و درآمد نداره که بتونه برده داری کنه D: حالا چون نمیتونن سیاهها رو بریزن بیرون، مجبور شدن تا حدی حق حیات واسه شون قائل شن و خب بعد از چند نسل خیلی از مشکلات کمرنگتر میشه دیگه

  9. کمی بحث « سرما Says:

    […] که انگار ارزش خوندن داشت  تاریخ ایران بعد از اسلام بود. اینجا و اینجا کمی نوشتم از  ادبیاتی  که ار برده داری میگه. […]

  10. دوریس عزیز به مناسبت زندگی کردنت | سرما Says:

    […] مثل دوریس لسینگ درش زندگی کرده اند. اولین باری که به یکی از کتابهایش رسیدم دنبال یک کتاب خوب در مورد زمان برده داری میگشتم.  […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: