غر مهاجرانه دو

«یک دانشجوی ایرانی در کانادا به دلیل بوسیدن سینه های یک خانم در آسانسور به زندان محکوم شد.»Globe and Mail)

اولین جمله ای که از هر ایرانی شنیدم بعد از تعجب های اولیه از خبر، این بود» وای آبرومون رفت». خیلی وقت است به این مسئله آبرو فکر می کنم. یعنی به عنوان مهاجر غیر از کار و بار خودت و مشکلات زندگی روزمره و جامعه ای که در آن زندگی می کنی باید حواست باشد این بند و بساط آبروی کشورت که پهن کردی تو کشور غریب یک دفعه خراب نشود. روزی چهل بار جز جگر بزنی که مبادا وزیر و وکیل و رییس جمهور و سفیر یک چیزی بگویند که دوباره آبروریزی بشود. راستش را بخواهید من می گویم این آبرو اگر وجود هم داشت تا حالا دیگر چیزی ازش نمانده است.

تا حالا فکر کردید که چطورشد که فردیت آدمها اینقدر گره خورد به جامعه ای که درآن به دنیا می آیند؟ انگار از مرز که رد می شوی علاوه بر پاسپورتت یک مهر می خورد روی پیشانیت که شما از این به بعد نماینده این خاک هستید و آبروی کل جامعه بند شماست.

این مسئله بین همه مهاجران مشترک است. فکر کنید تا حالا چقدر گفتیم چینی ها فلان هستند هندیها بهمان هستند استنادمان هم همکار، هم خانه ای یا همسایه مان بوده. انگار این جور نتیجه گیریها غیر قابل اجتناب هستند. اما تا حالا چقدر فکر کردید که مثلا این کارها می تواند کاملا منحصر به آن شخص خاص بوده باشد و ربطی به پیش زمینه فرهنگی جامعه اش نداشته باشد.

انگار مهاجران نمونه های آزمایشگاهی هستند از یک جامعه و هی به خودشان فشار می آورند که در بهترین حالت باشند تا جامعه شان را بی نقص نشان بدهند. زیاد شنیدم از دوستانی که شکایت می کنند که فلانی که فلان مقاله را نوشته خیلی سیاه نمایی کرده است. اگر چه که آنها قبول دارند که نوشته واقعیت دارد اما استدلالشان این است که برای کسانی که از کشور ما چیزی نمی دانند نباید این مثالهای بد را نشان داد، و من با این سوال می مانم پس فردیت و حقوق شخصی چه می شود؟

اگر من دوست دارم چیزی بنویسم که دروغ نیست اما یک وجه ناموزون جامعه ام رو نشان میدهد. چرا نباید بنویسم؟ و چرا آدمهایی که با اصل موضوع موافقند با مطرح کردنش مخالفت نشان می دهند. چه فرقی وجود دارد بین انکار یک واقعیت یا سانسور آن؟

انگار با مهاجرت مرزهای فردیت آدم کمرنگتر و کمرنگتر می شود. و آدم با جامعه اش مخلوط می شود و مصالح جامعه ای که از آن آمده ای بر همه چیز سایه می افکند.

در مثال بالا جوان دانشجو برای اشتباهش علاوه بر تنبیه قانونی به شدت از طرف اذهان عمومی مهاجران ایرانی توبیخ شد. توبیخی که اگر واقع بینانه نگاه کنیم زیاد ربطی به زشتی عملش نداشت چرا که چنین اتفاقاتی کم و بیش در ایران هم وجود دارد و چنین عکس العملهای شدیدی را دریافت نمی کند اما گویا با چنین برخوردهای شدیدی مهاجران می خواستند دامن از زشتی عمل او بَری نمایند.

Irancartoon.com/ Mihai Ignat

Irancartoon.com/ Mihai Ignat

چگونه است که در مهاجرت عمل یک فرد می تواند چنین بازخوردهایی داشته باشد؟ یا شاید بهتر است بپرسیم واقعا کار اشتباه یک فرد در دیدگاه جامعه به مهاجران نقش تعیین کننده ای دارد یا واکنشهای مهاجران فقط وسواسی بیش از اندازه است برای نمایندگی از کشوری ایده آل که لزوما وجود خارجی هم ندارد.

Advertisements

9 پاسخ to “غر مهاجرانه دو”

  1. پگاه Says:

    حالم از شنیدن این خبر بد شد ……… مگه مریض بوده عوضی؟

  2. کمانگیر Says:

    جالب بود.

  3. پگاه Says:

    ای بابا حالمون بد شد از بس این اخبار را خوندیم ماهیییییییییی؟

  4. پاپیروس Says:

    سلام ماهی آزاد دریای بیکران زندگی
    خسته نباشی

    نوشته هاتو خوندم
    جالب بود
    دیدگاه جالبی داری
    اول اینکه اولین وبلاگی بودی که نوشته هات تز صفر شروع می شد و جالب بود این شروع شدن پستای شماره ایت
    دوم اینکه پست عشق دوستت که بهش تبریک گفتی خیلی تاثیر گزار بود و به دوستیتون غبطه خوردم
    چه صفا و صمیمیتی!
    خوش به حالتون
    انشاله سالیان سال دوستیتون ادامه داشته باشه و سنگ صبور هم باشین

    اما در مورد این پست
    راست می گین
    رفتارهای یه عده مهاجر رو نباید به کل جامعه ای نسبت داد همون کاری که خودمون در مورد افغانیها هم انجام می دیم که درست نیست به نظرم
    ما آدما وقتی توی جامعه خودمون هستیم گاهی بی قید و بی بند هر کاری دلمون می خواد انجام می دیم اما وقتی می شیم سفیر یه جامعه و می ریم یه کشور دیگه باید خیلی بیشتر حواسمون به رفتار و کردارمون باشه
    چون رفتار ما فقط دامن خودمونو نمی گیره علاوه بر خودمون دوستانمون و جامعه ایی که با ما در اون کشور زندگی می کنن با یه رفتار نامعقول دچار تنش می شن و در کل یه کشور و مردمش می رن زیر سوال و رادیکال و از این حرفا

    حالا ما که شکر خدا یه احمد خان ایرانی نژادی داریم که ما رو به عالم و آدم بشناسونه دیگه خودمون چرا بیشتر باعث شناسوندن خودمون بشیم این جوری!

    متاسفم واسه اون دانشجو و عواقبی که واسه بقیه رخ داد
    یه لحظه هوس یه عمر سرزنش دوست و رفیق و ایرانی اون ور آبی

    حالا این وریها ککشون نمی گزه فک می کنن هر کی اون ور آبه نونش تو روغنه و پولش از پارو بالا می ره
    حتی دلشون می خواد همه به زمین گرم …

    متاسفم واسه افکار مسموم خودمون
    خدا بهمون کمک کنه تا این مرض علاج پیدا کنه
    موفق باشی

  5. مصطفی Says:

    ولی به نظر من، هر خبری که از هر شخصی مخابره میشه، یه دید عمومی نسبت به پس زمینه اجتماعی اون شخص هم ایجاد میکنه که اجتناب ناپذیره، ولی نه به این پررنگی که میگی و شاید چون خودت الان تو شرایط مهاجرت قرار گرفتی، این مسأله برات مهم شده یا شایدم چون من هنوز تو اون شرایط قرار نگرفتم همه چی رو فقط به عنوان یه ناظر میبینم، مثلاً وقتی خبر اون دانشجوی کره ای رو که شنیدم همکلاسیاش رو لت و پار کرده بود، هیچ قضاوتی راجع به مردم کره نکردم.

  6. ataaaaaaa Says:

    |:

  7. ataaaaaaa Says:

    salam

  8. میو Says:

    ماهی!! یه وقت آبروی ما ایرانی های متمدن رو نبردی که ؟! حواست باشه که نماینده یک ملت بسیار با فرهنگ و با هوش و شجاع و جیگر طلا و اینایی… خلاصه حواست باشه. وگرنه من ازت رسما شکایت میکنم.

  9. زی زی Says:

    جوونی کرده خوب!!! 😀
    ای بابا!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: