یادداشتی بر داستان My sister’s keeper

«آنا« دختر سیزده ساله ای است که از دادگاه حق تصمیم گیری در مورد بدنش را تقاضا کرده است. او بین عشق به خواهرش که سرطان دارد، احساس مسئولیت در برابر خانواده ای که در آستانه فروپاشی است و خودش با همه احساسات نادیده گرفته شده اش ،پاره پاره شده است.

مادر آنا بعد از اینکه دخترش کیت به سرطان خون مبتلا میشود، هدف زندگی اش را بر نجات دخترش متمرکر می کند و وقتی که دکترها پیشنهاد می دهند که برای اعطای خون و مغز استخوان باید یک اعطاکننده خون دقیقا همسان پیدا کند به فکر باردار شدن می افتد .

باردارِ «آنا« که به کمک علم ژنتیک دقیقا همسان با دخترمریضش باشد و بتواند «کیت« را نجات دهد. او ۱۵ سال با کمک های« آنا« ، «کیت« را زنده نگه می دارد. اما آنا دیگر خسته شده است از زندگی که از بنیاد برای نگه داشتن دیگری بوده است، و می خواهد انتخاب کند. انتخاب سختی که با نارضایتی مادر ، مرگ احتمالی خواهر و فروپاشی خانواده خوش آمدگویی می شود.

جودی پیکولت در داستان » my sister’s keeper » به زیبایی درگیریهای ذهنی و احساساتی که هر کدام از اعضای خانواده درگیر آن هستند را به نمایش می گذارد.

مادری که تمام عشق و توجه مادرانه اش را بر روی کودک مریضش گذاشته و دختر و پسر دیگرش را نادیده می گیرد و کیست که مادر را سرزنش کند، چرا که بین توجه به کودکی که هر روز باید تحت تزریق های متفاوت، دیالیز خون و … برود و توجه به دو کودک سالم ، مادر بی اختیار درد آن یکی که آشکار تر است را مرهم می نهد.

خانواده ای که هویتش بر اساس مریضی کیت بنا نهاده شده است. دخترک بیماری که خودش هم آرزو می کند کاش لحظه ای دیگران فراموش کنند که اومریض است وبرخورد انسان عادی را با او داشته باشند. آرزوی زندگی عادی داشتن گویا برای اعضای این خانواده آررزویی دست نیافتنی است.

جودی پیکولت همه اعضای خانواده را بر لبه تیز انتخاب قرار می دهد.انتخابی که هیچ طرف سیاه و سفیدی ندارد. چه ایرادی وارد است به دخترکی که می خواهد از زندگی سایه وار در آید و هویتی مستقل داشته باشد. می خواهد که خودش تصمیم بگیرد برای بدنش ، برای اهدا کردن و بخشیدن قسمتی از بدنش به دیگری. از آن طرف چه ایرادی وارد است به مادری که با چنگ و دندان از زندگی دختر مریضش مراقبت می کند. تراژدی قضیه این است که این دو با تمام حسن نیت و زیبایی اهدافشان در برابر هم قرار گرفته اند . رویارویی دردناکی که برای هر دو طرف خرد کننده است.

جودی در داستان «My sister’s keeper» طیفی از رنگهای واقعی زندگی را نشان می دهد. هر کدام از اعضای خانواده با طیفی متفاوت از درددها،رنجها، توقعات، توجیحات و استدلالها از منظر دید خود، قابل درک و همدردی هستند. در داستان جودی انسان خوب و بد وجود ندارد . همه فقط انسان هستند به مانند زندگی واقعی که سالیان سال است که شیطان و فرشته ای ندارد.

گیرایی داستان به این است که او ساده سازی نمی کند و جواب مسئله را سر راست نمی گذارد توی دستت. «جودی پیکولت» با مهارت پیچ و خم های سختی انتخاب درست را در طیف پیوسته زندگی نشان میدهد. زندگی آدمهایی که اگر معصوم باشند، افسانه ای هستند.

کتاب «جودی» یکی از بحثهای مهم اخلاقی بودن دست کاریهای ژنتیکی را در پس زمینه مطرح می کند . مخصوصا که جرقه اولیه داستان بر اساس واقعیتی مشابه بوده است.

پ.ن.این رو برای «همسفر» نوشتم.

13 پاسخ to “یادداشتی بر داستان My sister’s keeper”

  1. بامداد صادق - پگاه Says:

    اوه توصیفی بود دلچسب .دستت درد نکنه

  2. باران Says:

    خیلی جالب نقد کرده بودی. واقعا خودت نوشته بودی؟

  3. mahi Says:

    باران جان اختیار داری یعنی ما خالی بستیم به حرضت عباس خودم نوشتمD:

  4. میو Says:

    جدا نویسنده خفنی شدی. عجیب منتظرم ببینمت تا بفهمم کجات عوض شده! اونجا یه روزنامه ای هفته نامه ای چیزی پیدا کن یه ستون بگیر واسه خودت. راست میگما. کاملا ژورنالیستی مینویسی. در ضمن ما مخلصیم و منتظر دیدار.

  5. کیوان Says:

    قضاوت اخلاقی در مورد داستان، نقد داستان نیست. هر چند انگار این نوشته ادعای نقد کردن نداره.

    تو می تونی هزار تا داستان بیاری که در موردشون بتونی بگی:
    «گیرایی داستان به این است که او ساده سازی نمی کند و جواب مسئله را سر راست نمی گذارد توی دستت.»
    «… همه اعضای خانواده را بر لبه تیز انتخاب قرار می دهد.انتخابی که هیچ طرف سیاه و سفیدی ندارد.»
    .
    .
    .

  6. mahi Says:

    کیوان جان فکر کنم واضح نوشتم که لبه تیز انتخاب منظورم چیه. جملات بعدی اون پاراگراف روشن می کنه منظورم چی هست از این انتخاب.
    مطمئنا هزارتا کتاب هست که می شه این جملات رو راجع بهش گفت. فقط بستر داستانی که این جملات توش واقعیت پیدا می کنه فرق می کنه. خودم فکر نمی کردم قضاوت اخلاقی کردم راجع به داستان. برام جالبه که برداشت تو این بود.

  7. mahi Says:

    می شه بیشتر توضیح بدی راجع به این برداشتت.

  8. Keivan Says:

    dar morede form e datan chizi khoondi? dar morede majaaz? esteaáre? dar morede zaavie did? dar morede lahan?
    barresie inha, naghde daastan mishe.
    ghorbanet

  9. Keivan Says:

    bebakhshid «lahn» ro eshtebah type kardam

  10. mahi Says:

    keyvan
    I was hoping you talk about what I wrote not about what I should read.
    I wrote kind of introductory on the story I read, hoping you tell me why you think this writing is judjmental, but I got your usual bullyng😀
    by the way I didn’t claim I wrote a critique, how could I write critique on the book that I don’t have even a fair undrestanding on it’s language.

  11. سمر Says:

    salam. I am samar sayedyahossein, a newly qualified medical doctor, applying for PhD degree of Immunology in Monitoba University. I need to talk to some friends who are studying there and get some information. Do you know any one who can help me in this regard? also I need to know about my supervisor (professor Soussi Gounni) . I have a lot of questions. Would you please let me know your email address so I can reach you easily. Thanks for your time
    Samar
    yahossein@med.mui.ac.ir

  12. mahi Says:

    Hi Samar
    My emial is m_fahimian@yahoo.com.au

  13. بامداد صادق - پگاه Says:

    سلام ماهی جان نمیدونم این را کی میخونی ولی اگه درست یادم باشه فردا تولدته سالروزت مبارک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: