*Cry for Laughter

کتاب “Dreams from my father” از باراک اوباما رو دارم می خونم. کتاب اتوبایو گرافیه اوباماست. اما با مدل عمومی اتو بایوگرافیهای سیاستمدارها که خیلی رو توش شده است فرق می کنه. اوباما اینقدر دقیقجزئیات حوادث و احساساتشرو توصیف می کنه که فکر می کنی این آدم که اینقدر جزئیات رو دقیق مو شکافی می کنه چطور می تونه سیاستمدار باشه.( در موقعیت تصمیم گیریهایی که توجه به همه چیز می تونه گاهی آدم رو فقط سرگردان کنه و نه مصمم) یک قسمت از کتاب که در واقع تم اصلی داستان زندگی اوباماست ، سختیهای اوباما برای پیدا کردن یک الگو برای زندگی اش است. به عنوان یک پسر سیاه پوست که در خانواده سفید بزرگ می شه. اوباما نمی تونه الگویی پیدا کنه.

یک قسمتی از داستان که انگار اوج سرگردانیهای اوباما رو نشون میده وقتیه که اوباما یک روز می بینه پدر بزرگ و مادر بزرگش دارن جر و بحث می کنن سر اینکه پدر بزرگ حاضر نبوده مادر بزرگ رو برسونه سر کار و می گفته که مثل همیشه با اتوبوس بره. باراک میخواد خیلی فداکاری کنه و حاضر میشه که مادر بزرگ رو ببره سر کار. اما پدر بزرگش می گه قضیه اینه که یک گدا سر راه مادر بزرگت اومده و ازش پول خواسته. مادر بزرگت خیلی بزرگنمایی می کنه. همیشه گداهای سمج می اومدن سر راهش اما این دفعه الکی داره جار و جنجال راه می اندازه. باراک وقتی پیگیر قضیه می شه . پدر بزرگ می گه چون اون آدم سیاه پوست بوده مادر بزرگت اینقدر ترسیده در حالیکه درست نیست اینجور باشه. اینجاست که باراک خودش رو در موقعیتی می بینه که قابل هضم نیست براش . خودش می گه:

 They[ My grand parents] had scarified again and again for me , they had poured all their lingering hopes in to my success, never had they given me the reason to doubt their love ; I doubted if they ever would, and yet I knew that men who might have easily been my brothers could still inspire their rawest fear

باراک میره پیش تنها مرد سیاه پوستی که می شناخته و قبولش داشته و اون یک پیر مرد شاعر و از دوستان پدر بزرگش بوده. اونجا پیرمرد براش کمی اززندگی خودش و پدر بزرگ در کانزاس می گه. حیفم میاد که با ترجمه ام خرابش کنم. طولانیه اما به خوندنش می ارزه.

پیر مرد میگه من و پدر بزرگت توی یک منطقه بزرگ شدیم.

We sure did, both of us lived near Wicita, we didn’t know each other of course, I was long gone by the time he was old enough to remember anything, I might have seen some of his people, though might have passed them one the street. If I did, I would have had to step off the sidewalk to give ’emroom , your grandpa ever tell you about things like that

I [Barak] threw the whisky down my throat, shaking my head again.

‘Naw’, Frank said.” I don’t suppose he would have, Stan doesn’t like to talk about Kansas much. Makes him uncomfortable. He told me once about the black girl they hired to look after your mother. A preacher’s daughter. Told me how she became a regular part of the family . That is how he remembers it, you understand , this girl is coming to look after somebody else’s children, her mother coming to do somebody else’s laundry, a regular part of the family.”

I reached for the bottle ,…

Frank Said quietly” He is basically a good man but he doesn’t know me anymore than he knew that girl that looked after your mother. He can’t know me , not the way I know him, may be some of these Hawaiians can, or the Indians on the reservation. They’ve seen their fathers humiliated, their mothers desecrated. But your grandfather will never know what that feels like. That is why he can come over here and drinkmy Whisky and fall sleep in that chair that you are sitting now, sleep like a baby. See, that something that Ican never do in his house. Never .Doesn’t matter how tired I get, I still have to watch myself, I have to be vigilant for my own survival”

Frank opened his eyes” What I am trying to tell you is , your grandma’s right to be scared, she is at least as right as Stanly is . She understand that black people have areason to hate, That is just how it is, for your sake , I wish it were otherwise, but

it is not. So you might as well get used to it.»

اوباما اینجاست که واضح دو طرف داستانی رو می بینه که پدر بزرگ و مادر بزرگش همیشه سعی می کردند تمیز و بدون لک نشونش بدهند. مردمی که لزوما بد نیستند اما چون خیلی چیزها رو تجربه نکرده اند نمی دونند. اوباما می گه که در اون شب در سال آخر دبیرستانش می فهمه که چقدر تنهاست وروزهای زیادی که با الکل و مواد مخدر می خواهد فراموش کنه تنهایی رو.روزهای سختی که تا برسه به واقعیتی که

My Identity might begin with the fact of my race , but it didn’t, couldn’t end there»”

سرگردانیهای زیادی رو باید برای خودش حل کنه.

یک جای دیگه از داستان که این سرگردانیها رو خیلی زیبا به تصویر می کشه وقتیه که اوباما درکالج نامه ای از پدرش می گیره که خرم و خندان بهش می گه که خیلی خوبه بعد از فارغ التحصیلیت یک سر بیای کنیا و ببینی سرزمینی رو که بهش تعلق داری.اوباما میگه :

» It hadn’t been easy to write to him,… In fact I had gone through several drafts , crossing out lines, struggling of the appropriate tone, resisting the impulse to explain too much , “Dear father”, “ Dear Dad”, “Dear Dr.Obama”,and now he had answered me , cheerful and calm . Know where you belong, he believed. He made it sound simple, like calling directory assistance

“?Information- what city please”

“? Uh.. I’m not sure, I was hoping you could tell me, the name’s Obama. Where do I belong

Maybe it was that really simple for him. I imagined my father sitting at his desk in Nairobi, a big man in government, with clerks and secretaries…. A loving wife and children at home, his own fathers village only a day’s drive. The image made me vaguely angry”

کتاب  خواندنی ه،  تصویر تلاش اوباما برای پیدا کردن خودش و هویتش بدون داشتن یک الگو به عنوان یک آمریکایی سیاه پوست

پ.ن.* عبارتیه که اوباما در توصیف پدرش به کار برده.

6 پاسخ to “*Cry for Laughter”

  1. آرمان Says:

    خیلی خیلی مطلب خوبی بود.

  2. پگاه Says:

    یلدات مبارک

  3. هري پاتر Says:

    خوبه……ولي….
    فك ميكنم اغلب زندگي نامه يا خاطرات سياسيون جالب از كار درنمياد چون كلي شعار و حرف با قصد و غرض دارن!
    ولي بدم نمياد بخونمش…….

  4. baran Says:

    kheili jaleb bood

  5. اوباما تراپی « سرما Says:

    […] به خاطر اینکه همه حرفهاش رو هم خودش زندگی کرده  و اینجا هم راجع بهش نوشتم . نمونه آدمی که شرایط زندگی بزرگش […]

  6. علی Says:

    اومدی سمت ما اگه این کتاب رو هنوز داری واسم بیارش، نسخه فارسی منو جذب نکرد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: