ابروهای یک خانم سرشناس

به خانم «ت» نگاه میکنم. ابروهای  خانم «ت»  با اغراق بالا و پایین می روند و چشمهایش همزمان با بالاتر رفتن تن صدا گشاد تر می شوند. تمام حواسم را جمع میکنم که بفهمم چه می گوید. خانم «ت» یکی از سرشناسترین خانمهای شهر است. امروز هم در یکی از سالنهای سرشناس شهر سخنرانی دارد. اولی را آقای «ب» به من گفت اما دومی را  خود خانم «ت» گفت. میدانم حتما میخواهید بپرسید سالن سرشناس یعنی چه؟ من خودم هم این سوال را  از خانم «ت «پرسیدم. البته نگفتم یعنی چه پرسیدم کجاست؟  خانم «ت» ابروی  سمت چپش را را بالا برد و ناگهان  ابروی لق  مثل تابلوی کلاس ما از یک طرف افتاد.  خواستم داد بزنم خانم «ت» ابرویتان آویزان شده است. خودش انگار دردش آمد. جیغ زد «هانی آی میسسسس یووووووو سو ماچچچچ» . من هنوز نگران ابرو بودم که دیدم دستهای خانم  «ت»  دیوانه وار تکان می خورند. فکر کنم خانم  «ت» کمک می خواست، تا دهانم را باز کردم که کمک بخواهم یک نفر از پشت سر من  خانم «ت» را بغل کرد و من و خانم «ت» را باهم توی بغلش فشار داد.

5 پاسخ to “ابروهای یک خانم سرشناس”

  1. hebrown Says:

    وبلاگ شما يه خوبي بزرگي كه داره اينه كه در طول 2.5 سالي كه مي نويسيد سبك خودشو حفظ كرده. پست جالبي بود

  2. teng Says:

    مرسی از کامنتت، خواستم بگم دقیقاً قبل نوشتن اون پست، به قول شما «بیدار باش» را بهش دادم. از همون طریق مشابه شما!

  3. باران Says:

    perfect

  4. پگاه Says:

    سال نو مبارک کجایی؟

  5. هری Says:

    من این رایانشانی و وب گاه و دنبالک و تارنما و اینا رو تازه دارم میبینم….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: