از تحریک کننده ها

دلشوره داشت. اضطراب بی دلیل. در یک دوشنبه بدون کارمهم یا مهلت پروژه در حال تمامی. دنبال سر نخ دلهره اش می گشت. حفره عمیق اضطراب را ته شکمش احساس می کرد. با دستش دماغش را گرفت. گاهی اینکه نفسش را برای چند لحظه بگیرد و بعد رها کند کمکش می کرد برای تخلیه اضطرابش.اما تا دستش را جلوی دماغش گرفت هجوم اضطراب در دلش بیشتر شد. دستش را بو کرد. بوی کرم دستش بود. این همان کرمی بود که آن روزها می زد.Twilight woods بازمانده استرس آن روزها بود. انگار جریان متلاطم، در این تیوب کرم پنهان شده بود و امروز با باز کردنش همه آن تلاطم پخش شده بود روی میزش.

Advertisements

یک پاسخ to “از تحریک کننده ها”

  1. پگاه Says:

    چه باحال. این اتفاق واسه من هم افتاده. کرم بسیار خوشبویی داشتم که در ماه فوریه استفاده میکردم. اتفاقا پربود از استرس آن ماه. چندی پیش کرم را در کشوی میز کارم دیدم باز کردم همهی سرما و شلوغی و سختی ان روزها به یکباره برگشت. طوری که بوی خوشش کاملا محو باشد در پس استرس نهفته اش…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: