زمستان خود را چگونه گذراندید؟

۱- دیدم این وبلاگ خیلی تریپ  افسرده  و عمیق زده، الانم که داره عید نزدیک می شه. گفتم کمی مجله زردی بیام  و چند تا روزانه بنویسم. روحیه وبلاگم خوب بشه.(برای خودم نوشابه باز کردم *)

۲-جدیدا زدم تو خط بفرمایید شام. نه اینکه من جو گیرم، برای تشویق  آشپزی، بفرمایید شام میذارم و در جو قرار می گیرم. خیلی خوبه! یکی از باهوشانه ترین روشهای امتیاز گرفتن رو در گروه سی وسه از سوئد دیدم. نفر چهارم منوش رو روز آخر طوری پیچوند که همه غذاهای بقیه رو تقلید کرده بود. با اینکه نمی تونست منوش رو بعد از شروع مسابقه عوض کنه با کمال پررویی اسمها رو پیچوند به جای قیمه بادمجون، قیمه نفر سوم رو گذاشت به جای دسر شکلاتی، کیک زهرا خانم شرکت کننده اول رو تقلید کرد. خلاصه اینجوری میخواست با  بهتر کردنِ همون غذایی که بقیه درست کرده بودند . امتیاز بگیره. دور زدن از نوع ایرانی تحت ویندوز۷… اصلا بالاتر در حد مک بوک.. اما خوب نمره نیاورد در آخر. از ایده اش  ولی خیلی خوشم اومد
.
٣-حذف شد!

۴- زمستون وینیپگ فهمید امسال آخرین زمستونمه اینجا، حسابم را تا ده سال دیگه تصفیه کرد.. زمستون رکورد شکن شدیدی داشتیم..

۵- در راستای زمستون شدید،من و آرش تمام زمستون رو موجودات آبزی(به جای غار زی) شدیم و هی رفتیم استخر. هی رفتیم استخر.. اینقدر رفتیم استخر که در رودروایسی با خانم نجات غریقه که فکر میکنه الان فلپس شدیم!می خواهیم تابستون ترای اتلن (ورزش سه گانه؟) شرکت کنیم.

۶- باور کنید اگر رب انار و گردو رو از شمالی ها بگیرید از گشنگی می میرند. یعنی آرش هرچی درست میکنه رب انار و گردو داره. یک بار در یک حرکت بی شرمانه به تن ماهی و  شوید پلو هم رب  انار زد!

۷- در راستای هک کردن سیستم شمالیها، من فهمیدم که رب انار و گردو و کمی سبزیجات (شامل گشنیز و شنبلیله (این یکی خیلی مهمه) و جعفری) اساس آشپزیشونه. به مرغ می زنن(مثل مرغ آلو)، به ماهی می زنن (مثل ماهی شکم پر)، و به گوشت قرمزمی زنن (مثل کباب ترش). بقیه غذاها هم زیر مجموعه یکی از این سه تا گروه اصلیه.

۸- یک فیلم هلندی دیدیم به اسم  برگمن . معرکه بود یعنی اوج خلاقیت یک ذهن آرام و بی دغدغه. از موضوع« هیچ» یک فیلم درست شده بود که تا تهش میخکوبت میکنه. بعد ته اش میگی خوب که چی؟ به قول مامانِ من، این هلندیها از آب، چراغ روشن میکنند.

۹ – این چه حرکت زشتیه ! که وقتی صدای اِ میذاری زیرِ کلمه، کلمه میپره بالای خط!!!

۱۰- هیچی مثل طبیعت نمیتونه آدم رو شارژکنه. یک کم هوا گرم شده. من همش در اوج خوشی ام در حد پوستر تبلیغاتی تابستون. همش میخوام به سوی غروب ، به سوی دریا، به سوی ساحل ماسه ای بدوم.

* این به روزترین اصطلاح کوچه و بازاری است که بلدم در باب «خود تعریف کنی.» مطمئنم الان توی ایران چیز خیلی باحالتر میگن .

2 پاسخ to “زمستان خود را چگونه گذراندید؟”

  1. آرش Says:

    خیلی خنده بود .. فکنم تا حالا هیشکی این قسمت خنده دار شمالی ها رو ندیده بود … الانم که دارم دوباره میخونم خندم گرفته …. خدا بود … در راستای هک کردن سیستم شمالیها، …..😀

  2. پگاه Says:

    ماهی جون امسال همه ی کانادا زمستونش وحشتناک بود. فکر کنم اگه میخوای جابه جا شی کلا باید بری جنوب آمریکا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: