دوستی

بعد از یازده سال آمده پیش من. بودنش آرام و عمیقا لذت بخش است. انگار با نیمه دیگرم، زندگی میکنم. نیمه ای که جای دیگری زندگی کرده و انتخابهای دیگری کرده است. میگوید: «تو میتوانستی من باشی و من تو.» و من میدانم که او هم مرا شناخته.

وقتی از تعریف کردن داستان زندگی ام برای خودم خسته می شوم . نیمه هایم را می بینم که در خیابان راه میروند و انتخابهایشان را زندگی میکنند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: