Archive for the ‘زبان’ Category

ده سالگی

فوریه 13, 2015

احساس مي كنم مسيرم دايره ايه نه يك شيب صعودي يا نزولي. حالم خوبه الان، ولي خوب يادمه كه اين حال خوب رو قبلا هم تجربه كردم.. مي گم يادت باشه چيه كه خوبه؟ چيه كه تقّي صدا كرده و جا افتاده و با اينكه روزها شلوغ و پر درد سره اما دل آروم و بي توقع داره مسير رو نگاه مي كنه. خيلي درگير دفاع از خودش و إثبات حقانيت و حتي مظلوميتش نيست. گذاشته كه من زندگي ام رو بكنم. اما باز مي بينم من اينجاي أمن رو توي خودم دقيقا ده سال پيش، قبل از اومدن كانادا تجربه كردم. اين ششم فوريه شد ده سال كه داشتم دور خودم مي چرخيدم كه دوباره براي خودم أمن بشم.

Advertisements

شما بگید من چی کار کنم؟

آوریل 24, 2009

یکشنبه ها می رم کلاس زبان فارسی که برای بچه های ایرانی اینجا تشکیل شده. دستیار معلمم. هفته پیش معلم مریض شده بود و مسئوولیت کلاس 6-7 نفره ی بچه های 10-12 ساله را من باید به عهده می گرفتم . یک قسمت کلاس از دو تا از بچه ها که خوندن بلد بودند خواستم که درس رو بلند بخونند و بقیه گوش بدن. 10-15 دقیقه ای خوندند. بقیه هم اصلا روی صندلی بند نبودند. بعد ازشون پرسیدم حالا قصه چی بود؟ هیچ کی جواب نداد. حالا داستان درس چی بود. یک صفحه توصیفات اینکه قهرمانهای داستان ( فکر کنم امین و آزاده بودند) در پارک با خانواده نشسته اند و دارند از هوای خوب لذت می برند. این داستان مال کتاب کلاس سومه(داستان لبخند). انصافا کی می تونه بچه 10-12 ساله رو بنشونه و باهاش راجع به هوا و لبخند و اینا حرف بزنه. دیدم که فایده نداره.از بچه های کلاس بالاتر خواستم درس رو بخونن و به سوالاش جواب بدن. یکیشون بعد از چند دقیقه اومده می پرسه به این سوال چی جواب بدم. سوال چی بود. خاطره یک لبخندتون رو بنویسید؟ من چی بگم ؟ باور کنید من هم هیچ جوابی نداشتم بدم. گفتم دو تا جمله بنویس توش کلمه لبخند داشته باشه.

حالا شدیدا دنبال فعالیتهایی هستم که برای بچه های این سن و سال جذاب باشه و تشویق کنه که فارسی حرف بزنند.نظری دارید؟

کلمه ای که بچه های یاد گرفتند «ای ول» بود که بنده برای تشویقشون به کار می بردم و اینها هم سریع گرفتند کلمه رو . امیدوارم هفته دیگه مامان باباها شاکی نشند این چه زبان فارسی که یاد بچه هامون دادی.

نوامبر 21, 2008

کتاب داستانهای کوتاه  ارنست همینگوی رو می خونم. توی مقدمه مترجم که حدود صد و خورده اییه ( به نظر می رسه ارنست عزیز حاشیه نوشته اند برای مترجم بزرگوار). داستان زندگی ارنست همینگویه. یک جاییش که مامانش از بچگیهای ارنست واسش میگه  و اینکه چه جوری ارنست رو می چسبونده به جگرش. ارنست هم از تصورمنظره حالش بد میشه. دقت فرمودید که به احتمال زیاد مترجم کلمه سینه رو به جگر ترجمه فرموده اند.شاهد ماجرا هم ترش کردن ارنست از تصور چسبیدن به سینه مادرش. آخه چه طور ممکنه بچه رو چسبوند به جیگر؟

اندر احوالات زبان زیبای فرانسه

اکتبر 20, 2007

به نظرمان رسید شیرین زبان فرانسه مورد تفقد ما قرارنگرفته است در این بلاگ مشوش، که بسان ذهنمان در هم و برهم و شاخه شاخه است و به اندازه پستکهایی که هوا شده موضوع دارد. گفتیم موضوعی دیگر به آن اضافه نماییم و شما را از احوالات کلاسمان با خبر نماییم، باشد که شما هم اندکی از این بسیار حظی که ما پنجشنبه شب ها می بریم بهره مند شده که گویند وصف العیش نصف العیش .

کوچک کلاس ما هفت نو آموز دارد که شش تای آنها را اناث تشکیل می دهند، چنان دور از انتظار به نظر نمی رسد که تا بوده زنان به زبان داری و زبان بازی معروف بوده اند. اما همان یک کله گنده کافی است که شش تا زن به اضافه معلممان یعنی هفت تا را عاصی کند. این شیخ الشیوخ همیشه در حال غر زدن است. هر نکته دستور زبانی که معلم درس می دهد، ایشان یک افاضه و در واقع غر چاشنی می نمایند که » وای بر ما زبان انگلیسی که این بیچارگیها را ندارد و زبان فرانسه سخت است و شما چرا چنین می کنید و چنان نمی کنید «. البته ناگفته نماند که زبان فرانسه هم قواعد پیچیده زیادی دارد. من باب مثال تمام اسمها در زبان فرانسه به نرینه و مادینه تقسیم می شوند به مانند زبان عربی، و صفتها و افعال هم برای اسمهای نرینه و مادینه فرق می کند. جناب آقای مستدل فیلسوف هفته پیش معلم را که یک فرانسوی بسیار رک و تا حد زیاد کنایه زن و خشن است متهم فرموده بود که» شما فرانسویان جنسیت را در تمام اشیا می بینید و شما حتما خیلی به مسایل جنسی و اینها علاقه دارید.» معلم هم بسیار برآشفت و گفت «شما انگلیسیها هم فکر می کنید که همه باید از بزرگراه شما رد شوند.» خلاصه که ما همیشه شاهد افاضات این طبل تو خالی هستیم . چرا که هر وقت نوبت عنبرفشانی این آقا می رسد به وقت حل تمرینات، ایشان زبان در کام گرفته افاضه ای نمی فرمایند.

ما که لذت می بریم از پیچ و خمهای دستورزیان فرانسه، و گاه به آن پسرک خیره سر می گوییم : کم بنال و برو ایزد شکر نمای که مجبور نیستی زبان عربی بیاموزی که باید هر فعل را به 14 شکل برای هر زمان صرف نمایی، و هی فعل به باب رباعی مزید و رباعی مجرد ببری.

اندر بحثهای زبان شناسی،بعد از تفکرات درونی به این نتیجه رسیدیم که زبان فارسی، تنبل پرور است. ما نه نرینه و مادینه داریم برای اسمها یمان. و نه ضمایر ملکی بر حسب تعداد اسم عوض می شود . مثلا در فرانسه اگر می خواهی بگویی کتابت با کتابهایت آن ضمیر ملکی «ت» بر حسب تعداد و جنسیت اسم عوض می شود. مثلا می شود برای» کتابت» (کتاب اسم نرینه است ) «ton livre» و برای «کتابهایت» ،» tes livres» و برای «عکس تو» (اسم مادینه است) ، می شود»ta photo» , و «عکسهای تو» می شود»tes photos» و خلاصه اسم سالاری زبان فرانسه حسابی قواعد دارد.

خدای را بس شاکریم که آماده خواهی انگلیسی زبانها، بانی آسودگی کار ماشده و معلم در کلاس خیلی چیزها را به انگلیسی توضیح می دهد. وقتی ما از ایشان سوال نمودیم که چرا بسان معمول کلاسهای زبان، شما همیشه به زبان فرانسه صحبت نمی نمایید فرمودند که اگر چنین کنم هیچ شاگردی باقی نخواهد ماند و این آسوده خواهان نمی توانند سختیها را تحمل نمایند و نتیجه میخواهند نتیجه!!! خدای را بس شاکریم که بسیار سختیها که در راه علم کشیده ایم پوستمان را بسی کلفت کرده و صبرمان را زیاد . دانیم که راه آموختن زبان دیگر صبری خواهد بسان صبر ایوب .

هفته دیگر اختتامیه کلاس اولمان است، به مناسبت اختتامیه، قرار است به رستورانی فرانسوی برویم و به زبان فرانسه دستور غذا دهیم و برای اولین بار مهارت زبانیمان را به باقی مردمان نشان دهیم و گوششان را با تلفظهای ناشیانه مان بخراشیم. معلم هشدارمان داده که فرانسه زبانها تحملشان بسیار اندک تر از انگلیسی زبانهاست و خوش ندارند که زبانشان قصابی شود بهتراست گزیده وصحیح صحبت نماییم که بر ما نتابند.

بهتر است که ما هم سخن کوتاه کنیم و برویم به دنبال استاد مان که کمی بر دخلمان بیفزاید که مفلس بی چیزی هستیم و پول ثبت نام کلاس دوم را نداریم. که تا بوده ما بی پول بوده ایم و زبان دراز.

جیگر تا جیکها رو خام خام

اوت 31, 2007

یکی از برنامه های مورد علاقه من موسیقی ملل رادیو زمانه است. شهزاده سمرقندی با لهجه جذاب تاجیکی و معرفی یک خواننده در هر برنامه و پخش چند آهنگ.

این قسمت برنامه خیلی جالب است. راجع به رودکی خوانی «افضل شاه» است. این لهجه داشتن چه دارد که اینقدر جذاب است. هر وقت می بینم یک غیر فارسی زبان یک کلمه فارسی می گوید کلی ذوق می کنم. این ذوق کردنها را بین دوستانم هم می بینم. هر روز صبح که به هندی به دوستم سلام می کنم کلی سر ذوق می آید.

با این حساب انگلیسی زبانها باید خیلی خوشحال باشند. :)) (این را یک انسان از خود متشکر باید گفته باشد.)

پ.ن. یکی از لاین هایی متداول برای جلب توجه دخترها هم این است: » خانم چه لهجه قشنگی دارید .» یک چیزی توی مایه های » جیگرتو خام خام»